تو باعث شده ای که آدمی از آدمی بهراسد.


تراشنده یِ آن گُنده بُتی تو


که مرا به وَهن در برابرش به زانو می افکنند.

تو جانِ مرا از تلخی و درد آکنده ای


و من تو را دوست داشته ام


با بازوهایم و سروده هایم.

تو مهیب ترین دشمنی مرا


و تو را من ستوده ام،


رنج برده ام ای دریغ


و تو را 
ستوده ام.

 

احمدشاملو