همیشه فکر می‌کنم آیا پروانه ها می‌دانند که پریدن با بالهای رنگین هرگز ارزش تنهایی پیله را ندارد؟

پروانه ها در پس پیلگی خود تنهایند. من پروانه‌ها را دیده ام. من بی‌آنکه پروانه باشم پیله تنهایی را زیسته‌ام.


من بی آنکه بالی برای پریدن داشته باشم، بی آنکه جهان خاکستری‌ام ضیافت رنگها را دیده باشد درون پیله

نفس کشیده‌ام.


نفس کشیده‌ام.


نفس کشیده‌ام.


نفس کشیده ام.

آنقدر که انگار زندگی چیزی جز همین نفس کشیدن نیست.

نفس کشیدن.

نفس کشیدن.

نفس کشیدن.

و چقدر فضای پیله تنگ است، برای همین زندگی تنها، زندگی خاکستری، زندگی بی‌رنگ.

برای نفس.

نفس.

نفس...

 

Behzad Amiraslani